در شب هجر نگاهت به نگاهی دل فنا شد
عقل و دینم، دل سیرم،عشق پاکم برفنا شد
راستی من آدم خوبی نبودم که سزایم اینچنین شد؟
مگر از عشق تو دل سیر نگشتم که وجودم پر وِی شد؟
راستی ایمان کجا شد؟ نور عشق ما کجا شد؟
می شود حق را به من داد؟ اندکی حق را به من داد؟
من سزاوارم تباهی ست...من سزایم روسیاهی ست
من زیاد خود ببردم عشق تو روح از تنم برد
آن نگاه و شور عشقت بر شمار عمرم افزود
حقی ار باشد برای توست، من دگر حقی نخواهم داشت
چون کتاب عشقمان را پاره کردم پس دگر شعر وفا معنا نخواهد داشت
...
(سروده خودم)

نوشته شده توسط ساناز در شنبه چهاردهم مهر 1386 ساعت 9:34 موضوع سروده های خودم | لینک ثابت
عشق شادی ست، عشق آزادی ست
عشق آغاز آدمی زادی ست
عشق آتش به سینه داشتن است دم همت بر او گماشتن است
عشق شوری ز خود فزاینده ست زایش کهکشان زاینده ست
تپش نبض باغ در دانه ست در شب پیله رقص پروانه ست
زندگی چیست؟...عشق ورزیدن
زندگی را به عشق بخشیدن
زنده است آنکه عشق می ورزد دل و جانش به عشق می ارزد
آدمی بی زلال این آتش مشت خاکی ست پر کدورت و غش
......
ه.ا.سایه

نوشته شده توسط ساناز در یکشنبه هشتم مهر 1386 ساعت 12:29 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

درونت را بر نااهل نگشا
شاید قدمی دورتر عشق در پرتو غم رنگ ببازد و نور سلامت به کورسویی بدل شود
جز معشوق بزرگ تنها یک دوست دلتنگ توست... از خود غافل مشو
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
دوست داشتن از عشق برتر است
توسعه سينما t-cinema
فکر می کنی راسته که ...
مرگ مغلوب عشق است
عاشقانه یا پر از نفرت؟
دنیا غروب آرزوهاست
مدیریت منابع انسانی
نامه هاتو پاره کردم
آواره.مجنون.دیوانه
باورهای استوار
هميشه در اوج
عکاس باشی
گاز اشک آور
شوق رضوان
Mr.Lonely
آیین زندگی
چيز ديگر
یه رنگی
آپادانا
دریای غم
لعیا افخمی
لذت حسرت
مرهم سكوت
عشق جاودانه
احتراز یا اعتراض!؟
مرضیه و مرسا عزیز
سمانه فرشته کوچک من
غوغای عشق در دفتر عشق
خبر های داغ از شهر خنک کویر
خیره به خورشید
Future Team
علي تيموري
قصیده اندوه
دو دوست
عاشقانه
حرفای دل
پوچستان
موج ديوانه
تلاطم
گوناگون
پرستو
دل پناه
رویداد
رها
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
طراح قالب
POWERED BY